مقايسه سبک زندگي ايراني-اسلامي وسبک زندگي غربي(قسمت پنجم)

خرید بک لینک

سبک زندگي چالش برانگيز شده است


تمدن اسلامي با تمدن غربي تفاوت هاي ماهوي بسياري دارد، هر چند غرب توانسته ابزارهاي زيادي را به وجود آورد اما نتوانسته انسان تربيت کند. خروجي تمدن غرب تربيت حيوانات قوي است. حيوان هاي انسان نمايي که از مؤلفه هاي انسانيت به دور هستند. بايد مؤلفه هاي تمدن اسلامي براي سبک زندگي مورد توجه قرار گيرد، متأسفانه مصرف گرايي و تغيير نگرش ها باعث شده تا در سبک زندگي به سمت چالش پيش رويم. غرب از سبک زندگي فعلي خسته شده است و به دنبال راهکار جديد است .


جايگزيني مديريت بدن به جاي تربيت


يکي از فعاليت هاي جعلي که امروز در حوزه علوم انساني رخ داده است جايگزيني «مديريت» به جاي «تربيت» است در حالي که اسلام بر تربيت خود تأکيد دارد، در جايگزيني واژه اي جديد، يکي از مهمترين معارف بشري براي تعالي و رشد، جاي خود را به «مديريت خود»، «مديريت نفس»، «مديريت ديگران»، «مديريت رفتار»، «مديريت فرزند»، «مديريت خانه»، «مديريت زندگي» و... داده است.


واژه «تربيت[5]»به معناي رشد، نمو، زياد شدن و افزايش يافتن و اصلاح چيزي آمده است. تربيت از ريشه ربب (رب) عبارت است از: «سوق دادن شيء مورد تربيت به سوي کمال مطلوب و رفع نقايص و کاستي هاي آن». ابتدا با تخليه، يعني رفع ناخالصي ها و زدودن موانع و پاک کردن همه آن چه که مانع کمال است و سپس تحليه، به معناي گنجاندن هر آنچه که به استکمال متربي کمک مي کند. فرايند تربيت در ابعاد مختلف اعتقادي، اخلاقي،آداب فردي و اجتماعي،علوم رايج، وامثال آن کاربرد دارد.تربيت، به همين هيئت،به معناي تربيت روحي ومعنوي انسان درروايات بسياري به کار رفته است.از جمله امام زين العابدين  (عليه السلام) در صحيفه سجاديه با زبان دعا عرض مي کند: «و اعني علي تربيتهم و تأديبهم و برهم؛ [پروردگارا] مرا ياري فرما که فرزندانم را بپرورم و ادب نمايم و به آنان مهرباني کنم.» (صحيفه سجاديه، دعاي 52)


در انديشه هاي غربي بر خلاف اسلام که بدن را داراي روح الهي و جسم مي داند، بدن به استثناي قوه ناطقه به عنوان يک وسيله انتقال ارتباطات و اطلاع رساني نگريسته مي شود و نمود فيزيکي آن بهترين رسانه و فن اطلاع رساني قلمداد مي شود.


تحول الگو هاي سبک زندگي جوانان در ايران


انسان امروزي ومدرن چنان به استفاده از الکتريسته، اتومبيل شخصي، آرايش در خيابان و مکان هاي عمومي، آموزش مدرسه اي، ابزارها ،موسيقي پاپ،ساندويچ و غذاهاي سرد و آماده، تکنولوژي هاي خانگي مانند ماشين لباس شويي،تکنولوژي هاي بازي وسرگرمي کودکان وبزرگسالان و ديگر محصولات و کالاها و روش هاي مدرن خو کرده و در آن مستغرق شده است که دو نکته مهم درباره آن ها را هرگز احساس نمي کند. اول اين که، اين «سبک زندگي» پديده جوان و نوظهور است و کمتر از نيم قرن از عمر آن نمي گذرد. دوم، ورود هر يک از روش ها و تکنولوژي هاي فوق، تغييرات بنياديني در زندگي، احساس، تفکر، شيوه زيست و فرهنگ انسان امروزي بوجود آورده و مي آورد.


با اين اوصاف شاهد تغيير جهان از جامعه اي بزرگسال محور به جهاني کودک محور هستيم. بچه هايي که در فضاي آزادتر رشد يافته اند به نوجوانان آزادي جو تبديل شده اند. اين فضا باعث مي شود که نوجوانان و جوانان، موسيقي، لباس، مد، ورزش و قهرمانان و به طور کلي سبک زندگي خاص و دلخواه خودشان را خلق کنند. رفتار و الگوهاي فرهنگي نوجوانان و جوانان براي پدران و مادران قابل درک نيست. جوانان اين مزيت نسبي رادارند که سريع تر ياد مي گيرند و فعال ترند و در استفاده از وسايل ابتکار و نوآوري هم نشان مي دهند.


طولاني شدن دوره جواني و نوجواني، رواج شيوه هاي جديد رفتار اجتماعي براي پر کردن فضاي زندگي، فردي شدن و کم رنگ شدن شکاف هاي متداول اجتماعي، اهميت يافتن سبک زندگي و «سياست زندگي» براي جوانان، از هم پاشيدگي شبکه هاي سنتي همسايگي و نوسازي شهري را از جمله زمينه هاي اصلي است که شرايط جديدي را پيش روي جوانان قرار مي دهد.


تاثير سبک زندگي غربي بر جامعه ايران


در ايران نيز گسترش شهرنشيني، صنعتي شدن، افزايش ميزان سواد، حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي، گسترش مکانهاي هم حضوري زنان و مردان و گسترش کمي و کيفي وسايل ارتباط جمعي سبب تغيير در ارزش ها و نگرش هاي ايرانيان شده است و از اين رو ارزش هاي فرهنگي ايرانيان يا در حال شکل گيري و يا در حال بازتوليداند. در اين ميان، جوانان بيشتر در معرض تاثيرپذيري از جريانات و فرايندهاي تغيير هستند و با توجه به مقتضيات ويژه اي اين دوره، آمادگي بيشتري براي همراه شدن و پذيرفتن هنجارها و ارزشها و نگرش هاي جديد و متفاوت از نسل هاي پيشين را دارند.


مي دانيم که سبک زندگي، شامل اموري است که به زندگي انسان اعم از بعد فردي و اجتماعي، مادي و معنوي او مربوط مي شود. اين اموري شامل بينش ها (ادراک ها و اعتقادات) و گرايش ها (ارزش ها، تمايلات و ترجيحات) که اموري ذهني و يا رفتار دروني هستند و همچنين رفتارهاي بيروني (اعم از اعمال هوشيارانه و غير هوشيارانه حالات و وضعيت هاي جسمي) و موقعيت هاي اجتماعي هستند .


در سال هاي اخير اين سه سطح از سبک زندگي در حوزه هاي مختلف تحت تاثير رسانه هاي مختلف اينترنت، نظام آموزشي و تبادلات فرهنگي با غرب تغيير يافته و يا همچنان در حال تغيير است. از جمله مهمترين حوزه ها مي توان به حوزه مصرف، حوزه اوقات مختلف زندگي، حوزه پوشش و حوزه تعاملات اجتماعي اشاره کرد.


دانشگاههاي ما هم به شکل غربي و سبک زندگي مبتني بر رفاه عام و آرامش و آسايش عمومي مبتني بر مدرنيسم را  پرداخته­اند. اين نوع سبک زندگي ، مبتني بر پيشرفت هاي  صنعتي و الکترونيکي و ارتباطي در غرب است که در خود غرب هم  فلسفه زندگي آنها را تغيير داده به نوعي که مي توان گفت که بالارفتن سن ازدواج و عدم تمايل به داشتن همسر و از طرف ديگر گرايش به تنوع طلبي در همه امور از استفاده از وسايل مادي گرفته تا نوع گرايش به ارزش­هاي غير مادي مبتني بر سبک زندگي غربي است . به گونه اي که مي توان گفت که مدرنيسم نه تنها به تغييرات در اشکال زندگي مادي آنها پرداخته حتي ذائقه فرهنگي آنها را تغييرداده و آنها در موسيقي ، در رفاه ، در نوع نگاه به ديگران نيز تفاوت هاي اساسي با انسان هاي شرقي پيدا کرده که ريشه در فسلفه آنها به زندگي دارد.


با مطالعه سبک زندگي امروز و مقايسه با سبک زندگي ديروز متوجه مي شويم سبک زندگي ديروز عيب و نقصي نداشت. رابطه همه گزاره ها در سبک زندگي ديروز هماهنگ و به اندازه بوده است . براي همين بسته به امکانات آن روز، آسايش و آرامش برقرار بود  و نيازهاي واقعي نيز از راه هاي طبيعي آن پاسخ داده مي شد اما امروز سبک زندگي از تقارن و همگوني خارج شده است.


ما تسليم فرهنگ مصرف غربي شده­ايم که در گام  اول همگام با ديگر کشورها  به مصرفي کردن ديگر کشورهاي توليد کننده  شرقي از چين تا کره کرده است که با استانداردهاي غربي براي مصرف انسان شرقي کالا توليد مي­کنند. شکل زندگي غربي برهمه جوامع مشرق زمين از هندو چين گرفته تا کشورهاي اسلامي و افريقايي و امريکاي لاتين تحميل شده است . چيزي که به نام اليناسيون فرهنگي در متون فرهنگي بحث هاي فراواني شده است .


در جامعه ما نيز همه اقشار جامعه به اين محصول صنعت فرهنگ روي آورده اند . صنعت فرهنگ به گونه اي خاص توانسته است همه را تحت تاثير خويش قرار دهد . اقشار پايين جامعه نيز با وسع خودشان آرزوي مصرف کالاهاي همين شرکت ها را دارند . تازه  شرکت هاي ما هم براي رفاه بيشتر چاره اي جز قدم گذاشتن در همين مسير راندارند.


حوزه هاي متأثر از سبک زندگي غربي


حوزه مصرف سکونت گاه: سکونت گاهاي سنتي که بر مبناي مدل ايراني اسلامي توليد مي شد تبديل به آپارتمان ها کوچک شده و شهرهاي با هويت ايراني- اسلامي نيز به تبع آن تبديل به کلان شهرها وشهرک هاي اقماري بي هويت تبديل شده ايا در حال تبديل است. در نتيجه، خانه، محله و شهر ديگر کارويژه هاي مختلف خود را از دست داده اند و تبديل به سکونت گاهي صرف با آسيب هاي مختلف شده اند. همچنين تغذيه و لوازم زندگي نيز مانند سکونت گاه به فراخور شرايط جديد مدرن گشته اند  


حوزه اوقات: زندگي کار بخش عمده زمان افراد را به خود اختصاص داده است. آنچه در زندگي مدرن داراي اولويت اول است توليد درآمد و سرمايه بيشتر است و از اين رو زن و مرد ساعات زيادي از شبانه روز خود را صرف توليد درآمد مي نمايند و از اين رو ساعات تعامل زن و مرد با يکديگر در خانواده و با فرزندان به شدت تقليل پيدا کرده است. همچنين شيوه گذران اوقات فراغت نيز تغيير نموده است و بسيار فردي گرديده است.


حوزه پوشش: در اين خصوص نيز مي توان تغيير ذائقه ايرانيان را مشاهده کرد. پوشش زنان و مردان ايراني متاثر از پوشش هاي غرب تغيير نموده است و داشتن پوشش زنان غربي يعني داشتن پرستيژ اجتماعي همچنين استانداردهاي زيبايي را در افراد مخصوصا زنان تغيير يافته و اين مسئله موجب شده است تا جراحي هاي زيبايي  و مصرف مواد آرايشي  افزايش پيدا کند.


حوزه تعاملات اجتماعي: که با توجه به تغييرات پيشين روابط با نامحرم توسعه يافته است. ارتباطات خانوادگي بر خلاف تاکيد اسلام مبني بر صله ارحام کاهش يافته است و مسئوليت هاي اجتماعي افراد نيز در حال کاهش است.


نتيجه گيري


در تعريف سبک زندگي آمده است که سبک زندگي مجموعه اي از طرز تلقي ها و ارزش ها، شيوه هاي رفتاري و سليقه هايي است که نشانگر شرايط زندگي انسان مي باشد.


سبک زندگي داراي عناصر گوناگوني از جمله تغذيه، خودآرايي، مسکن، حمل و نقل، اوقات فراغت، افکار، سياسي، مطالعه، دارايي، تحصيلات، نوع استفاده ها از رسانه مي باشد که اين تقسيم بندي ها سبک زندگي را مي سازند. برخي نيز سبک زندگي را به انواع فردي، خانوادگي، اجتماعي، حکومتي و بين المللي تقسيم مي نمايند.عده اي معتقدند با طبقه بندي مردم جامعه، مي توان سبک زندگي آنان را مشخص نمود.
متاسفانه طي چند دهه اخير سبک زندگي ما از فرهنگ غرب متاثر شده و در بسياري از ابعاد زندگي ما وارد شده است. در واقع فرهنگ جديد غرب مي خواهد همه چيز را مطابق با ميل انسان غربي  تربيت کند که اين يعني تغييرات .يعني تغيير در سبک زندگي وتحقق سبک زندگي غربي.


اسلام توجه به ظاهر و بدن را نه به مانند يک بت، بلکه درحد متعادل و در راستاي رضاي خداوند مي پسندد و به آن سفارش کرده است وبه همين دليل است که دردعاي کميل مي خوانيم: «قوّ علي خدمتک جوارحي» اکنون آنچه که درمديريت بدن عملاً اتفاق مي افتد نوعي بردگي تن براي جلب رضايت ديگران و پايين آوردن شأن انسان درحد يک کالاي جذاب است.


از آنجا که موضوع سبک زندگي اسلامي و نيز قانون مند کردن آن براي همه بشريت، آن گونه که شايسته اين مهم باشد، چندان مورد توجه قرار نگرفته است، پژوهش در حيات طيبه که يک اصطلاح قرآني است و بررسي ويژگي هاي زندگي مرتبط با آن مي تواند ما را به سبک زندگي مورد قبول اسلام رهنمون سازد.


پاسداشت عهد و پيمان خدا، سبب گشوده شدن درهاي رحمت الهي است و زندگي پايدار و هميشگي،
سبک زندگي اسلامي در «حيات طيّبه»، يک حيات جديد، غير از آن حياتي است که ديگران زندگي مي کنند، مي باشد.


سبک زندگي در حيات طيبه، زندگي حقيقي و واقعي است، نه مجازي و بردباري و صبوري براي رضايت خدا، شرط ورود به «حيات طيّبه» است. زيرا صبر در راه خدا، پايه عزم و اراده قوي و کارآمد در صحنه مبارزه با نفس است.


حيات طيبه و لقاي پروردگار، هر دو، با ايمان و عمل صالح به دست مي آيد. آثار «حيات طيّبه» افزون بر شادي و آرامش در زندگي و شعور و بينش و بصيرت شهودي، زندگي تحت ولايت خدا است که در آن، سختي و فرسودگي و ذلّت و شقاوت راه ندارد. ايمان و عمل صالح، ملاک و معيار اساسي سبک زندگي اسلامي و دستيابي به حيات طيبه است.


متاسفانه جامعه فعلي ايراني به دليل استيلاي سبک زندگي غربي و دوري از مؤلفه هاي سبک زندگي ايراني- اسلامي با بحران هاي عديده اي در اين حوزه مواجه است.


راهکار:


داشتن شيوه ي زندگي اسلامي، بسترساز تمدن نوين اسلامي و پيشرفت همه جانبه است، رسيدن به اين شيوه ي زندگي وعمل به آن اهميت خودرا بهتر مي نماياند. يکي از عوامل بسيار مؤثر بر شيوه و مشي زندگي، تربيت فردي و اجتماعي است. نقطه ي عطف تربيت يک انسان در دوران کودکي او شکل مي گيرد.


يکي از جاهايي که کودک در اين زمينه تربيت مي شود، خانواده است. اگر پدر و مادر در مواجهه با مشکلات، ابتدا عصباني يا دچار واکنش هيجاني نشوند، بلکه به حل مشکل فکر کنند، اين آموزه مي تواند به فرزندانشان هم انتقال يابد. برنامه هاي تلويزيوني و به ويژه برنامه هاي کودک ما هم مي تواند نقش مهمي در اين باره ايفا کند. مثلاً شخصيت کارتوني«اي کيوسان»يا همان«آي کيو سان»که وقتي با مسأله اي مواجه مي شد، مي نشست و دستش را روي سرش مي گذاشت و فکر مي کرد و چنين تأثير تربيتي را با آن لحظه ي درنگ القا مي کرد. همچنين استفاده از فن «طوفان فکري» در خانواده يا مدرسه براي تقويت تفکر در کودکان بسيار مؤثر است.


وقتي کودکي را خردورز پرورش دهيم، نهادينه کردن و آموزش آموزه هاي ديني در او بسيار آسان تر است. در اين صورت است که به آساني مي توان براي اوسؤال ايجاد کردکه اين نظم آفرينش ساخته ي کدام ناظم است؟ و با همين سؤال ساده، استدلال هاي عقلي و همه فهم ديني را ادامه داد. همچنين ما بايد معنويت را تشريح کنيم، معنويتي که جدا مي شود از رهبانيت يا عرفان هاي کاذب و انزواگرايانه. به همين ترتيب شادابي و نشاط را هم بايد تعريف کنيم.


فردگرايي عامل اصلي مشکلات ما در سبک زندگي است. چرا سبک زندگي ما الان اين شکلي است؟ دليلش اين است که دنياي امروز و حتي جهان شرق به دليل جهاني شدن به سمت فردگرايي مي رود. در حالي که کشور ما به دليل شرقي بودن بايد يک کشور جمع گرا باشد، اما متأسفانه اين در بعضي جوامع شهري ما تغيير کرده است. مثلاً اين جمله ي «اين مشکل شماست[6]» متعلق به فرهنگ فردگرا است، فرهنگي که رشد و رواج باورهاي آن باعث مي شود که مسئوليت پذيري در قبال ديگران کمرنگ شود.


فرهنگ ايراني-اسلامي ما فرهنگ جمع گرايانه است. بايد اين فرهنگ و بعضي سنت هاي آن را دوباره اعاده شود. يکي از اين سنت ها، فرهنگ «سفره» است؛ اين که همه ي اعضاي خانواده کنار هم مي نشينند و غذا مي خورند و با هم ارتباط چشمي وکلامي برقرار مي کنند. پس  بايد ذائقه ي مردم  از فردگرايي به جمع گرايي سوق داده شود.


تحقق الگوي سبک زندگي اسلامي راهکاري موثر وکارآمد براي مقابله با ارزشهاي غرب در جوامع مختلف اسلامي و به ويژه در ايران است . رهبر معظم انقلاب با طرح اين موضوع در اين زمينه فرمودند : "راهبرد مقابله با هجمه فرهنگ غرب، الگوي ايراني اسلامي است" .


در حقيقت الگوهاي اسلامي با توجه به فرهنگ هاي خاص ملت ها يک جنبه بومي نيز پيدا مي کنند .مکتب اسلام از آغاز زندگي انسان و بعد از آن دستوراتي داده تا سلامت، رفاه و آرامش براي انسان در اين دنيا به ارمغان بياورد وهمچنين فردبتواند با بندگي خداوند در جهان آخرت سعادت خود را رقم زند. اسلام در جنبه فردي زندگي انسان مانند مسکن، خوراک، پوشاک و . . . رهنمود دارد . بزرگان ديني ما ائمه(ع) توصيه هايي در اين زمينه ها فرموده اند. لذا زندگي به سبک اسلامي بايد در تمام بخش هاي مختلف زندگي جاري و حاکم شود.


با توجه به فرهنگ ها و عادت مختلفي که در کشور وجود دارد، برخي از اين ويژگي ها از نظر اسلام پذيرفتني بوده است و نه فقط نکوهش نشده بلکه آن امر مستحب و پسنديده دانسته شده است. فرهنگ اسلامي ما فرهنگي به هم تنيده و ريشه دار است، سبک زندگي خانواده هاي ايراني و مسلمان تأثيرگرفته از فرهنگ ايراني مانند صله رحم، مهمان پذيري و مهمان دوستي است.شاخصه هايي مانند صفا، سادگي، صميميت، مهرورزي، ساده زيستي، قناعت، آرامش روحي، معنويت گرايي، آرمان خواهي و سلحشوري از ويژگي هاي سبک زندگي اسلامي مي باشد  بايد با حفظ و تقويت اين الگوهاي اسلامي براي جنبه هاي مختلف زندگي انسان برنامه ريزي شود .


نگاه به زندگي و سبک زندگي پايه و اساس زندگي اجتماعي است که اگر به درستي در کشور احيا شود امنيت رواني و امنيت اجتماعي را در برخواهد داشت.


مشکلات اجتماعي و فرهنگي حکايت در اين دارد که بايد در ادبيات و آموزه هاي فرهنگي بازنگري مجدد داشته باشيم تا در پرتو آن بتوانيم معضلات نهادينه شده در کشور را شناسايي و در صدد حل آن برآئيم. با توجه به آنچه که تاکنون در سير تاريخي کشور رخداده بايد به عنوان حرف آخر اين نکته تکيه داشت که نهادينه شدن هرگونه برنامه عملي براي زندگي نيازمند بررسي دقيق و مورد توجه قرار دادن تمام جوانب امر است که اين موضوع تنها در پرتو برنامه هاي کارشناسي شده معنا مي يابد.


نبايد از ياد برد که سبک هاي زندگي مجموعه اي از طرز تلقي ها، ارزش ها، شيوه هاي رفتار، حالت ها و سليقه ها در هر چيزي را در برمي گيرد. موضوعات مهمي که دوره پيدايش آن را بايد دوره نوجواني و جواني دانست و با توجه به آنکه سازمان ملل جواني را در اسناد رسمي بين 16 تا 25 سال تعريف مي کند بايد در جستجوي معيارهاي مناسب براي زندگي اين رده سني از جمعيت باشيم؛جمعيت جواني که اين روزها با مشکلات بسياري دست و پنجه نرم مي کند.


مقايسه سبک زندگي امروزين ما با گذشته  با تاکيد بر دو محور امکانات زندگي و روش­هاي آموزشي تفاوت بسيار کرده و آسايش و آرامش و نياز مبتني بر اين نوع سبک زندگي ما بيشتر غربي و برگرفته از فرهنگ غربي است که در رسانه ها تبليغ مي شود .


سبک زندگي، زاويه نگاه ما را تغيير داده است در اين نوع سبک زندگي ، نيازهاي ما  پابرجاست منتهي به ولع تبديل شده است .  مشکل در سبک زندگي است. روش زندگي در خانه و جامعه و نظام آموزش ما در گذشته و حال يعني پيش و پس از پيشرفت هاي صنعتي دگرگون شده است و مابه ازاي گزاره هاي نياز ، برآورد، آسايش و آرامش، کم و زياد شده است.


 حضرت مولانا در عبارات نغز، پرمحتوا و پرمغز طليعه ي مثنوي معنوي مي فرمايند:«هر کسي کو دور ماند از اصل خويش/ بازجويد روزگار وصل خويش»


 امروزه با هجوم روزافزون شبکه هاي ماهواره اي وفيلم هاي سينمايي، که معلول و زاييده ي تکنولوژي پيشرفته و ارتباطات مي باشند، بنيان هاي اعتقادي و اخلاقي فرهنگ هاي غني نشانه رفته است.


 الگوي زندگي و سبک زندگي غربي بر اساس مصرف گرايي و اخلاق ستيزي و ناهنجاري ها بنا گرديده است، اما سبک زندگي ديني بر مبناي استعلا و با هدف رسيدن به مقام قرب حضرت حق بنا شده است.


بايستي تکيه بر باورها و فرهنگ غني ايراني ـ اسلامي داشته باشيم و با کمي خودباوري، فرهنگ و آداب و رسوم و سبک زندگي متعالي ايرانيان مسلمان بي شک مي تواند، در مقابل الگوي شيطاني غرب، توجه اقوام و ملل ستم ديده و مظلوم را به خود جلب کند و بر اساس تاريخ چند هزارساله ي خود به جنگ خرده مکتب پرسروصدايي به نام ليبرال ـ دمکراسي غربي، آن هم از نوع آمريکايي ـ صهيونيستي اش، برود.

«سبک زندگي» چيست؟...

ما را در سایت «سبک زندگي» چيست؟ دنبال می‌کنید

برچسب: مقايسه سبك زندگي اسلامي و غربي,مقایسه سبک زندگی اسلامی و غربی,مقایسه سبک زندگی ایرانی اسلامی و غربی,مقایسه سبک زندگی ایرانی اسلامی با غربی,مقایسه سبک زندگی ایرانی و غربی, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 4:35

صفحه بندی