در فضاي مجازي ، فضايي نو و جديدي براي شکل دهي به يک نوع زندگي که زندگي دوم (Second Life) ناميده مي شود ، در اختيار بشر قرار گرفته است که يک فرد ميتواند با چهرهي مطلوب و يا دلخواه خود حضور پيدا کرده و با ديگران به تعامل بپردازد و در واقع مبتني بر رؤياهاي خويش و يا آن چه که در درون خود دارد، زندگي کند، اما هيچ يک از مؤلفههاي اين زندگي واقعيت ندارند ولي بسيار اثرگذار در زندگي افرادند. مخاطراتي که در اين نوع سبک زندگي مطرح است ، براي همين منظور طرح مي شود.
در فضاي زنگي مجازي(Virtual Life) ، سبک زندگي خاصي که هيچ گاه رنگ و بوي واقعيت و تجسم مادي را به خود نخواهد گرفت، روي مي دهد که بسته به نوع فرهنگي که در يک جامعه وجود دارد ، روياهاي فرد تحقق مي يابد. در اين فضا که مرز هم نميشناسد ، همه به نوعي يک متعامل(interactor) به حساب مي آيند و هيچ کس ، بخاطر آن که از کشوري خاص است ، مورد بازخواست قرار نمي گيرد، بلکه بيشتر به خاطر آن چه که هست، مورد ارتباط قرار مي گيرد. اهميت اين نوع زندگي ، به خاطر تجارب با واسطه اي است که روي مي دهد و دوسويه و فراگير است .
در سبک زندگي مجازي شده ، يک نوع «ازجاکندگي» ديده مي شود که افراد با اينکه در محلي خاص زندگي مي کنند ، اما بدون مرز ، در فضا و زماني ديگر ، در حال سير هستند که شرط وقوع از جاکندگي است (گيدنز، 25:1384).
اوقات فراغت در فضاي مجازي
اوقات فراغت در اين فضاي مجازي از اشکال سنتي خويش جدا شده و به نوعي رسانه اي و خانگي شده است .
دو فرآيند رسانهاي شدن و خانگي شدن، توصيفکنندهي گذران بخش عمده فراغت در فضاي مجازي است که جوانان ايراني بيش از همه در اين فضا سرگرمند (ذکايي، 1383، 2).
اوقات فراغت در فضاي مجازي، از جمله فعاليتهاي خانهمحور محسوب ميشود. در زمينهي فعاليتهاي خانوار، که پايهي آنها بر مبناي واحد مسکوني است ، فضاي مجازي اين قابليت را دارد که در محيط خانه نقش پررنگي را در گذران اوقات فراغت افراد ايفا نمايد. فعاليتهاي مربوط به گذران اوقات فراغت در فضاي مجازي ميتواند به صورت جزئي از فعاليتهايي بر مبناي واحدهاي مسکوني صورت بپذيرد.
فضاي مجازي همچنين با قابليتهاي خود نقش فعاليتهاي خارج از مسکن را کمرنگتر ساخته است. اين به آن معناست که فعاليتهاي خارج از خانه به نوعي بر مبناي خانه شکل ميگيرند. اين امر تأثير زيادي بر نوع فعاليتهاي خانوار ميگذارد.
تنوع و تازگي:
فضاي مجازي با نو بودن و به روز بودن خويش ، محيطي مناسب براي جوانان ايراني و مخاطبان ديگر گروهها ايجاد کرده است . با اينکه نزديک به يک دهه از فراگير شدن فضاي مجازي در جامعه ايراني ميگذرد، فضاي مجازي پديدهاي بهروز محسوب ميشود که سبک زندگي خاص جوانان ايراني شده است . تازگي فضاي مجازي باعث شده است تا افراد بسياري از جمله جوانان نه فقط براي گذران اوقات فراغت بلکه براي خريد و ارتباطات آموزشي نيز وارد اين فضا شوند.
از ديگر سو، يکي ديگر از ويژگيهاي فضاي مجازي در ايران ، که اين محيط را به عنوان محيطي نو به افراد معرفي ميکند، حجم بالاي گزارشها و قابليتهايي است که به صورت روزانه وارد اين محيط ميشود. روزانه در حدود چندين هزار سايت و وبلاگ ،و توانایی بازي به فضاي مجازي اضافه ميگردد و از اين نظر، اين محيط را کمتر ميتوان با تجربههاي ديگر زندگي مقايسه کرد. اين کاربرد باعث آن ميشود که کاربر هر روزه انگيزهي مضاعفي براي تجربهي قابلیتات جديد در سايت داشته باشد.
اين تازه گي و نو بودن تجربه در فضاي مجازي ساير کارکردهاي فضاي مجازي را، که ممکن است ربط چنداني به فعاليت اوقات فراغت نداشته باشند، تحت تأثير خود قرار ميدهد. اين امر باعث آن ميشود که کار در فضاي مجازي به نوعي به عنوان فعاليت لذتبخش و سرگرمکننده تلقي شود و همچنين تعاريف جديدي از اوقات فراغت در فضاي مجازي ارائه گردد.
ايرانيان در زمان حاضر ، که از طريق محيط اينترنت و فضاي مجازي به خريد ميپردازد، علاوه بر اينکه فعاليت مالي انجام ميدهد، به نوعي فعاليتي مرتبط با اوقات فراغت را نيز صورت ميدهد؛ زيرا يکي از خصوصيات فعاليتهاي مربوط به اوقات فراغت اين است که براي اولين بار صورت ميپذيرند. به همين دليل، فردي که به خريد از طريق اينترنت ميپردازد، به نوعي کار جديدي را صورت ميدهد که ارزش غني سازي اوقات فراغت را نيز براي او دارد.
پيامدهاي محدودکنندهي فضاي مجازي:
وابستگي زياد فضاي مجازي به سختافزار بخصوص در کشورهاي کمتر توسعهيافته همچون ايران ، که فرصت دسترسي به محيط اينترنت، به دليل عدم فرصت توسعهي سختافزارها و زيرساختهاي نسبتاً گران آن، عاملي محدودکننده براي دسترسي است .
نوعي حالت از خود بيگانگي يا اليناسيون در مواجهه با محيطهاي مجازي، از ديگر پيامدهاي منفي آن است . در اين حالت فرد به درستي نميداند که در محيط اينترنت به دنبال چيست و نوعي گشت و گذار بيهوده در اين فضا براي وي صورت ميپذيرد. در اين حالت شايد به نظر آيد که فرد در حال گذران اوقات فراغت خويش در محيط اينترنت است، اما در واقع کاربر در اين حالت بيشتر شبيه به يک گمشده در محيط مجازي است. در اين حالت، ويژگيهاي منفي کار با فضاي مجازي، مانند کم شدن سطح تعاملات اجتماعي رو در رو و حتي اعتياد اينترنتي، در فرد بروز پيدا ميکند. اين مسائل تأثير مخرب خود را بر زندگي کاربر ميگذارند و اين در حالي است که ويژگيها و کارکردهاي مثبت فضاي مجازي فرصت بروز در فرد را نمييابند.
سبک زندگي مجازي شده با سبک زندگي سنتي و واقعي تفاوتهاي بسياري دارد . گذشته از تغييرات فضا و زمان، در سبک زندگي سنتي ، ارتباطات رو در رو و چهره به چهره، زمينه مساعدي براي سلامت و بقاي فرد فراهم مي آورد که در اين سبک زندگي ايجاد نمي کند . به نوعي سبک زندگي کنوني براي فرهنگ ايراني ، بيشتر از خودبيگانه و ناموزون است . نوعي از جاکندگي خاصي براي ايرانيان ايجاد کرده است که با گذشته آنها تفاوت زيادي دارد . در اين فضاي مجازي ، يک نوع پراکندگي فرهنگي و قومي مشاهده مي شود.
نتيجه :
در اين عصر که سبک زندگي در فضاي مجازي صورت مي پذيرد، زندگي دومي در حال تجربه شدن است که هم اوقات فراغت و هم اوقات ارتباطي و تجاري افراد را پوشش داده است . در اين فضا، يک نوع از جاکندن را به نمايش مي گذارد ، هم خانگي و هم به شدت رسانه اي شده است که بيشتر جوانان را به خود سرگرم ساخته است . چنين فضايي گذشته از تنوع و تازه گي ، مخاطرات خاص خويش از قبيل محدود شدن و اليناسيون را به همراه دارد .
برچسب:
نویسنده: یونا رستمی