سبک زندگي چالش برانگيز شده است
تمدن اسلامي با تمدن غربي تفاوتهاي ماهوي بسياري دارد، هر چند غرب توانسته ابزارهاي زيادي را به وجود آورد اما نتوانسته انسان تربيت کند. خروجي تمدن غرب تربيت حيوانات قوي است. حيوانهاي انسان نمايي که از مؤلفههاي انسانيت به دور هستند. بايد مؤلفههاي تمدن اسلامي براي سبک زندگي مورد توجه قرار گيرد، متأسفانه مصرفگرايي و تغيير نگرشها باعث شده تا در سبک زندگي به سمت چالش پيش رويم. غرب از سبک زندگي فعلي خسته شده است و به دنبال راهکار جديد است .
جايگزيني مديريت بدن به جاي تربيت
يکي از فعاليت هاي جعلي که امروز در حوزه علوم انساني رخ داده است جايگزيني «مديريت» به جاي «تربيت» است در حالي که اسلام بر تربيت خود تأکيد دارد، در جايگزيني واژه اي جديد، يکي از مهمترين معارف بشري براي تعالي و رشد، جاي خود را به «مديريت خود»، «مديريت نفس»، «مديريت ديگران»، «مديريت رفتار»، «مديريت فرزند»، «مديريت خانه»، «مديريت زندگي» و... داده است.
واژه «تربيت[5]»به معناي رشد، نمو، زياد شدن و افزايش يافتن و اصلاح چيزي آمده است. تربيت از ريشه ربب (رب) عبارت است از: «سوق دادن شيء مورد تربيت به سوي کمال مطلوب و رفع نقايص و کاستي هاي آن». ابتدا با تخليه، يعني رفع ناخالصي ها و زدودن موانع و پاک کردن همه آن چه که مانع کمال است و سپس تحليه، به معناي گنجاندن هر آنچه که به استکمال متربي کمک مي کند. فرايند تربيت در ابعاد مختلف اعتقادي، اخلاقي،آداب فردي و اجتماعي،علوم رايج، وامثال آن کاربرد دارد.تربيت، به همين هيئت،به معناي تربيتروحيومعنوي انسان درروايات بسياري بهکار رفته است.از جمله امامزين العابدين (عليه السلام) در صحيفه سجاديه با زبان دعا عرض مي کند: «و اعني علي تربيتهم و تأديبهم و برهم؛ [پروردگارا] مرا ياري فرما که فرزندانم را بپرورم و ادب نمايم و به آنان مهرباني کنم.» (صحيفه سجاديه، دعاي 52)
در انديشه هاي غربي بر خلاف اسلام که بدن را داراي روح الهي و جسم مي داند، بدن به استثناي قوه ناطقه به عنوان يک وسيله انتقال ارتباطات و اطلاع رساني نگريسته مي شود و نمود فيزيکي آن بهترين رسانه و فن اطلاع رساني قلمداد مي شود.
تحول الگوهاي سبک زندگي جوانان در ايران
انسان در روز جاریي ومدرن چنان به استفاده از الکتريسته، اتومبيل شخصي، آرايش در خيابان و مکانهاي عمومي، آموزش مدرسهاي، ابزارها ،موسيقي پاپ،ساندويچ و غذاهاي سرد و آماده، تکنولوژيهاي خانگي مانند ماشين لباسشويي،تکنولوژيهاي بازي وسرگرمي کودکان وبزرگسالان و ديگر محصولات و کالاها و روشهاي مدرن خو کرده و در آن مستغرق شده است که دو نکته مهم درباره آنها را هرگز احساس نميکند. اول اينکه، اين «سبک زندگي» پديده جوان و نوظهور است و کمتر از نيم قرن از عمر آن نميگذرد. دوم، ورود هر يک از روشها و تکنولوژيهاي فوق، تغييرات بنياديني در زندگي، احساس، تفکر، شيوه زيست و فرهنگ انسان امروزي بوجود آورده و ميآورد.
با اين اوصاف شاهد تغيير جهان از جامعهاي بزرگسالمحور به جهاني کودکمحور هستيم. بچههايي که در فضاي آزادتر رشد يافتهاند به نوجوانان آزاديجو تبديل شدهاند. اين فضا باعث ميشود که نوجوانان و جوانان، موسيقي، لباس، مد، ورزش و قهرمانان و به طور کلي سبک زندگي خاص و دلخواه خودشان را خلق کنند. رفتار و الگوهاي فرهنگي نوجوانان و جوانان براي پدران و مادران قابل درک نيست. جوانان اين مزيت نسبي رادارند که سريعتر ياد ميگيرند و فعالترند و در استفاده از وسايل ابتکار و نوآوري هم نشان ميدهند.
طولاني شدن دوره جواني و نوجواني، رواج شيوههاي جديد رفتار اجتماعي براي پر کردن فضاي زندگي، فرديشدن و کمرنگشدن شکافهاي متداول اجتماعي، اهميت يافتن سبک زندگي و «سياست زندگي» براي جوانان، از هم پاشيدگي شبکههاي سنتي همسايگي و نوسازي شهري را از جمله زمينههاي اصلي است که شرايط جديدي را پيش روي جوانان قرار ميدهد.
تاثير سبک زندگي غربي بر جامعه ايران
در ايران نيز گسترش شهرنشيني، صنعتي شدن، افزايش ميزان سواد، حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي، گسترش مکانهاي هم حضوري زنان و مردان و گسترش کمي و کيفي وسايل ارتباط جمعي سبب تغيير در ارزش ها و نگرش هاي ايرانيان شده است و از اين رو ارزش هاي فرهنگي ايرانيان يا در حال شکل گيري و يا در حال بازتوليداند. در اين ميان، جوانان بيشتر در معرض تاثيرپذيري از جريانات و فرايندهاي تغيير هستند و با توجه به مقتضيات ويژه اي اين دوره، آمادگي بيشتري براي همراه شدن و پذيرفتن هنجارها و ارزشها و نگرش هاي جديد و متفاوت از نسل هاي پيشين را دارند.
مي دانيم که سبک زندگي، شامل اموري است که به زندگي انسان اعم از بعد فردي و اجتماعي، مادي و معنوي او مربوط مي شود. اين اموري شامل بينش ها (ادراک ها و اعتقادات) و گرايش ها (ارزش ها، تمايلات و ترجيحات) که اموري ذهني و يا رفتار دروني هستند و همچنين رفتارهاي بيروني (اعم از اعمال هوشيارانه و غير هوشيارانه حالات و وضعيت هاي جسمي) و موقعيت هاي اجتماعي هستند .
در سال هاي اخير اين سه سطح از سبک زندگي در حوزه هاي مختلف تحت تاثير رسانه هاي مختلف اينترنت، نظام آموزشي و تبادلات فرهنگي با غرب تغيير يافته و يا همچنان در حال تغيير است. از جمله مهمترين حوزه ها مي توان به حوزه مصرف، حوزه اوقات مختلف زندگي، حوزه پوشش و حوزه تعاملات اجتماعي اشاره کرد.
دانشگاههاي ما هم به شکل غربي و سبک زندگي مبتني بر رفاه عام و آرامش و آسايش عمومي مبتني بر مدرنيسم را پرداختهاند. اين نوع سبک زندگي ، مبتني بر پيشرفت هاي صنعتي و الکترونيکي و ارتباطي در غرب است که در خود غرب هم فلسفه زندگي آنها را تغيير داده به نوعي که مي توان گفت که بالارفتن سن ازدواج و عدم تمايل به داشتن همسر و از طرف ديگر گرايش به تنوع طلبي در همه امور از استفاده از وسايل مادي گرفته تا نوع گرايش به ارزشهاي غير مادي مبتني بر سبک زندگي غربي است . به گونه اي که مي توان گفت که مدرنيسم نه تنها به تغييرات در اشکال زندگي مادي آنها پرداخته حتي ذائقه فرهنگي آنها را تغييرداده و آنها در موسيقي ، در رفاه ، در نوع نگاه به ديگران نيز تفاوت هاي اساسي با انسان هاي شرقي پيدا کرده که ريشه در فسلفه آنها به زندگي دارد.
با مطالعه سبک زندگي در زمان حاضر و مقايسه با سبک زندگي ديروز متوجه مي شويم سبک زندگي ديروز عيب و نقصي نداشت. رابطه همه گزاره ها در سبک زندگي ديروز هماهنگ و به اندازه بوده است . براي همين بسته به قابلیتات آن روز، آسايش و آرامش برقرار بود و نيازهاي واقعي نيز از راه هاي طبيعي آن پاسخ داده مي شد اما امروز سبک زندگي از تقارن و همگوني خارج شده است.
ما تسليم فرهنگ مصرف غربي شدهايم که در گام اول همگام با ديگر کشورها به مصرفي کردن ديگر کشورهاي توليد کننده شرقي از چين تا کره کرده است که با استانداردهاي غربي براي مصرف انسان شرقي کالا توليد ميکنند. شکل زندگي غربي برهمه جوامع مشرق زمين – از هندو چين گرفته تا کشورهاي اسلامي و افريقايي و امريکاي لاتين – تحميل شده است . چيزي که به نام اليناسيون فرهنگي در متون فرهنگي بحث هاي فراواني شده است .
در جامعه ما نيز همه اقشار جامعه به اين محصول صنعت فرهنگ روي آورده اند . صنعت فرهنگ به گونه اي خاص توانسته است همه را تحت تاثير خويش قرار دهد . اقشار پايين جامعه نيز با وسع خودشان آرزوي مصرف کالاهاي همين شرکت ها را دارند . تازه شرکت هاي ما هم براي رفاه بيشتر چاره اي جز قدم گذاشتن در همين مسير راندارند.
حوزه هاي متأثر از سبک زندگي غربي
حوزه مصرف سکونت گاه: سکونت گاهاي سنتي که بر مبناي مدل ايراني اسلامي توليد مي شد تبديل به آپارتمان ها کوچک شده و شهرهاي با هويت ايراني- اسلامي نيز به تبع آن تبديل به کلان شهرها وشهرک هاي اقماري بي هويت تبديل شده ايا در حال تبديل است. در نتيجه، خانه، محله و شهر ديگر کارويژه هاي مختلف خود را از دست داده اند و تبديل به سکونت گاهي صرف با آسيب هاي مختلف شده اند. همچنين تغذيه و لوازم زندگي نيز مانند سکونت گاه به فراخور شرايط جديد مدرن گشته اند
حوزه اوقات: زندگي کار بخش عمده زمان افراد را به خود اختصاص داده است. آنچه در زندگي مدرن داراي اولويت اول است توليد درآمد و سرمايه بيشتر است و از اين رو زن و مرد ساعات زيادي از شبانه روز خود را صرف توليد درآمد مي نمايند و از اين رو ساعات تعامل زن و مرد با يکديگر در خانواده و با فرزندان به شدت تقليل پيدا کرده است. همچنين شيوه گذران اوقات فراغت نيز تغيير نموده است و بسيار فردي گرديده است.
حوزه پوشش: در اين خصوص نيز مي توان تغيير ذائقه ايرانيان را مشاهده کرد. پوشش زنان و مردان ايراني متاثر از پوشش هاي غرب تغيير نموده است و داشتن پوشش زنان غربي يعني داشتن پرستيژ اجتماعي همچنين استانداردهاي زيبايي را در افراد مخصوصا زنان تغيير يافته و اين مسئله موجب شده است تا جراحيهاي زيبايي و مصرف مواد آرايشي افزايش پيدا کند.
حوزه تعاملات اجتماعي: که با توجه به تغييرات پيشين روابط با نامحرم توسعه يافته است. ارتباطات خانوادگي بر خلاف تاکيد اسلام مبني بر صله ارحام افت يافته است و مسئوليت هاي اجتماعي افراد نيز در حال کم شدن است.
نتيجه گيري
در تعريف سبک زندگي آمده است که سبک زندگي مجموعه اي از طرز تلقي ها و ارزش ها، شيوه هاي رفتاري و سليقه هايي است که نشانگر شرايط زندگي انسان مي باشد.
سبک زندگي داراي عناصر گوناگوني از جمله تغذيه، خودآرايي، مسکن، حمل و نقل، اوقات فراغت، افکار، سياسي، مطالعه، دارايي، تحصيلات، نوع استفاده ها از رسانه مي باشد که اين تقسيم بندي ها سبک زندگي را مي سازند. برخي نيز سبک زندگي را به انواع فردي، خانوادگي، اجتماعي، حکومتي و بين المللي تقسيم مي نمايند.عدهاي معتقدند با طبقهبندي مردم جامعه، ميتوان سبک زندگيآنان را مشخص نمود.
متاسفانه طي چند دهه اخير سبک زندگي ما از فرهنگ غرب متاثر شده و در بسياري از ابعاد زندگي ما وارد شده است. در واقع فرهنگ جديد غرب مي خواهد همه چيز را مطابق با ميل انسان غربي تربيت کند که اين يعني تغييرات .يعني تغيير در سبک زندگي وتحقق سبک زندگي غربي.
اسلام توجه به ظاهر و بدن را نه به مانند يک بت، بلکه درحد متعادل و در راستاي رضاي خداوند مي پسندد و به آن سفارش کرده است وبه همين دليل است که دردعاي کميل مي خوانيم: «قوّ علي خدمتک جوارحي» اکنون آنچه که درمديريت بدن عملاً اتفاق مي افتد نوعي بردگي تن براي جلب رضايت ديگران و پايين آوردن شأن انسان درحد يک کالاي جذاب است.
از آنجا که مسئله سبک زندگي اسلامي و نيز قانونمند کردن آن براي همه بشريت، آن گونه که شايسته اين مهم باشد، چندان مورد توجه قرار نگرفته است، پژوهش در حيات طيبه که يک اصطلاح قرآني است و بررسي ويژگيهاي زندگي مرتبط با آن ميتواند ما را به سبک زندگي مورد قبول اسلام رهنمون سازد.
پاسداشت عهد و پيمان خدا، سبب گشوده شدن درهاي رحمت الهي است و زندگي پايدار و هميشگي،
سبک زندگي اسلامي در «حيات طيّبه»، يک حيات جديد، غير از آن حياتي است که ديگران زندگي ميکنند، ميباشد.
سبک زندگي در حيات طيبه، زندگي حقيقي و واقعي است، نه مجازي و بردباري و صبوري براي رضايت خدا، شرط ورود به «حيات طيّبه» است. زيرا صبر در راه خدا، پايه عزم و اراده قوي و کارآمد در صحنه مبارزه با نفس است.
حيات طيبه و لقاي پروردگار، هر دو، با ايمان و عمل صالح به دست ميآيد. آثار «حيات طيّبه» افزون بر شادي و آرامش در زندگي و شعور و بينش و بصيرت شهودي، زندگي تحت ولايت خدا است که در آن، سختي و فرسودگي و ذلّت و شقاوت راه ندارد. ايمان و عمل صالح، ملاک و معيار اساسي سبک زندگي اسلامي و دستيابي به حيات طيبه است.
متاسفانه جامعه فعلي ايراني به دليل استيلاي سبک زندگي غربي و دوري از مؤلفه هاي سبک زندگي ايراني- اسلامي با بحران هاي عديده اي در اين حوزه مواجه است.
راهکار:
داشتن شيوهي زندگي اسلامي، بسترساز تمدن نوين اسلامي و پيشرفت همهجانبه است، رسيدن به اين شيوهي زندگي وعمل به آن اهميت خودرا بهتر مينماياند. يکي از عوامل بسيار مؤثر بر شيوه و مشي زندگي، تربيت فردي و اجتماعي است. نقطهي عطف تربيت يک انسان در دوران کودکي او شکل ميگيرد.
يکي از جاهايي که کودک در اين زمينه تربيت ميشود، خانواده است. اگر پدر و مادر در مواجهه با مشکلات، ابتدا عصباني يا دچار واکنش هيجاني نشوند، بلکه به حل مشکل فکر کنند، اين آموزه ميتواند به فرزندانشان هم انتقال يابد. برنامههاي تلويزيوني و بهويژه برنامههاي کودک ما هم ميتواند نقش مهمي در اين باره ايفا کند. مثلاً شخصيت کارتوني«ايکيوسان»يا همان«آيکيوسان»که وقتي با مسألهاي مواجه ميشد، مينشست و دستش را روي سرش ميگذاشت و فکر ميکرد و چنين تأثير تربيتي را با آن لحظهي درنگ القا ميکرد. همچنين استفاده از فن «طوفان فکري» در خانواده يا مدرسه براي تقويت تفکر در کودکان بسيار مؤثر است.
وقتي کودکي را خردورز پرورش دهيم، نهادينهکردن و آموزش آموزههاي ديني در او بسيار آسانتر است. در اين صورت است که بهآساني ميتوان براي اوسؤال ايجاد کردکه اين نظم آفرينش ساختهي کدام ناظم است؟ و با همين سؤال ساده، استدلالهاي عقلي و همهفهم ديني را ادامه داد. همچنين ما بايد معنويت را تشريح کنيم، معنويتي که جدا ميشود از رهبانيت يا عرفانهاي کاذب و انزواگرايانه. به همين ترتيب شادابي و نشاط را هم بايد تعريف کنيم.
فردگرايي عامل اصلي مشکلات ما در سبک زندگي است. چرا سبک زندگي ما الان اين شکلي است؟ دليلش اين است که دنياي امروز و حتي جهان شرق به دليل جهانيشدن به سمت فردگرايي ميرود. در حالي که کشور ما به دليل شرقيبودن بايد يک کشور جمعگرا باشد، اما متأسفانه اين در بعضي جوامع شهري ما تغيير کرده است. مثلاً اين جملهي «اين مشکل شماست[6]» متعلق به فرهنگ فردگرا است، فرهنگي که رشد و رواج باورهاي آن باعث ميشود که مسئوليتپذيري در قبال ديگران کمرنگ شود.
فرهنگ ايراني-اسلامي ما فرهنگ جمعگرايانه است. بايد اين فرهنگ و بعضي سنتهاي آن را دوباره اعاده شود. يکي از اين سنتها، فرهنگ «سفره» است؛ اينکه همهي اعضاي خانواده کنار هم مينشينند و غذا ميخورند و با هم ارتباط چشمي وکلامي برقرار ميکنند. پس بايد ذائقهي مردم از فردگرايي به جمعگرايي سوق داده شود.
تحقق الگوي سبک زندگي اسلامي راهکاري موثر وکارآمد براي مقابله با ارزشهاي غرب در جوامع مختلف اسلامي و به ويژه در ايران است . رهبر معظم انقلاب با طرح اين محور در اين زمينه فرمودند : "راهبرد مقابله با هجمه فرهنگ غرب، الگوي ايراني اسلامي است" .
در حقيقت الگوهاي اسلامي با توجه به فرهنگهاي خاص ملتها يک جنبه بومي نيز پيدا ميکنند .مکتب اسلام از آغاز زندگي انسان و بعد از آن دستوراتي داده تا سلامت، رفاه و آرامش براي انسان در اين دنيا به ارمغان بياورد وهمچنين فردبتواند با بندگي خداوند در جهان آخرت سعادت خود را رقم زند. اسلام در جنبه فردي زندگي انسان مانند مسکن، خوراک، پوشاک و . . . رهنمود دارد . بزرگان ديني ما ائمه(ع) توصيههايي در اين زمينه ها فرمودهاند. لذا زندگي به سبک اسلامي بايد در تمام بخشهاي مختلف زندگي جاري و حاکم شود.
با توجه به فرهنگها و عادت مختلفي که در کشور وجود دارد، برخي از اين ويژگيها از نظر اسلام پذيرفتني بوده است و نه فقط نکوهش نشده بلکه آن امر مستحب و پسنديده دانسته شده است. فرهنگ اسلامي ما فرهنگي به هم تنيده و ريشهدار است، سبک زندگي خانوادههاي ايراني و مسلمان تأثيرگرفته از فرهنگ ايراني مانند صله رحم، مهمانپذيري و مهماندوستي است.شاخصه هايي مانند صفا، سادگي، صميميت، مهرورزي، سادهزيستي، قناعت، آرامش روحي، معنويتگرايي، آرمانخواهي و سلحشوري از ويژگيهاي سبک زندگي اسلامي مي باشد بايد با حفظ و تقويت اين الگوهاي اسلامي براي جنبههاي مختلف زندگي انسان برنامهريزي شود .
نگاه به زندگي و سبک زندگي پايه و اساس زندگي اجتماعي است که اگر به درستي در کشور احيا شود امنيت رواني و امنيت اجتماعي را در برخواهد داشت.
مشکلات اجتماعي و فرهنگي حکايت در اين دارد که بايد در ادبيات و آموزههاي فرهنگي بازنگري مجدد داشته باشيم تا در پرتو آن بتوانيم معضلات نهادينه شده در کشور را شناسايي و در صدد حل آن برآئيم. با توجه به آنچه که تاکنون در سير تاريخي کشور رخداده بايد به عنوان حرف آخر اين نکته تکيه داشت که نهادينه شدن هرگونه برنامه عملي براي زندگي نيازمند بررسي دقيق و مورد توجه قرار دادن تمام جوانب امر است که اين مسئله تنها در پرتو برنامه هاي کارشناسي شده معنا مي يابد.
نبايد از ياد برد که سبکهاي زندگي مجموعهاي از طرز تلقيها، ارزشها، شيوههاي رفتار، حالتها و سليقهها در هر چيزي را در برمي گيرد. مبحثات مهمي که دوره پيدايش آن را بايد دوره نوجواني و جواني دانست و با توجه به آنکه سازمان ملل جواني را در اسناد رسمي بين 16 تا 25سال تعريف ميکند بايد در جستجوي معيارهاي مناسب براي زندگي اين رده سني از جمعيت باشيم؛جمعيت جواني که اين روزها با مشکلات بسياري دست و پنجه نرم مي کند.
مقايسه سبک زندگي امروزين ما با گذشته با تاکيد بر دو محور تواناییات زندگي و روشهاي آموزشي تفاوت بسيار کرده و آسايش و آرامش و نياز مبتني بر اين نوع سبک زندگي ما بيشتر غربي و برگرفته از فرهنگ غربي است که در رسانه ها تبليغ مي شود .
سبک زندگي، زاويه نگاه ما را تغيير داده است در اين نوع سبک زندگي ، نيازهاي ما پابرجاست منتهي به ولع تبديل شده است . مشکل در سبک زندگي است. روش زندگي در خانه و جامعه و نظام آموزش ما در گذشته و حال يعني پيش و پس از پيشرفت هاي صنعتي دگرگون شده است و مابه ازاي گزاره هاي نياز ، برآورد، آسايش و آرامش، کم و زياد شده است.
حضرت مولانا در عبارات نغز، پرمحتوا و پرمغز طليعهي مثنوي معنوي ميفرمايند:«هر کسي کو دور ماند از اصل خويش/ بازجويد روزگار وصل خويش»
امروزه با هجوم روزافزون شبکههاي ماهوارهاي وفيلمهاي سينمايي، که معلول و زاييدهي تکنولوژي پيشرفته و ارتباطات ميباشند، بنيانهاي اعتقادي و اخلاقي فرهنگهاي غني نشانه رفته است.
الگوي زندگي و سبک زندگي غربي مطابق مصرفگرايي و اخلاقستيزي و ناهنجاريها بنا گرديده است، اما سبک زندگي ديني بر مبناي استعلا و با هدف رسيدن به مقام قرب حضرت حق بنا شده است.
بايستي تکيه بر باورها و فرهنگ غني ايرانيـاسلامي داشته باشيم و با کمي خودباوري، فرهنگ و آداب و رسوم و سبک زندگي متعالي ايرانيان مسلمان بيشک ميتواند، در مقابل الگوي شيطاني غرب، توجه اقوام و ملل ستمديده و مظلوم را به خود جلب کند و بر پایه تاريخ چند هزارسالهي خود به جنگ خردهمکتب پرسروصدايي به نام ليبرالـدمکراسي غربي، آن هم از نوع آمريکاييـ صهيونيستياش، برود.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به زندگي در این گزارش ارائه شده است.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره اسلامي در متن مقاله بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: یونا رستمی